تبليغاتX
کلبه ی تنهایی عشق من

کلبه ی تنهایی عشق من

lover

سلام

سال نو رو به همه ی شما عزیزان تبریک میگم امیدوارم این سال سالی پر از برکت برای همه باشه .این وبلاگ مدت زیادی دست فریده بود یعنی دست دخترا بود اما من خواهش کردم برای یه مدت کوتاه این وبلاگ رو به من تحویل بده خیلی اهل اینترنت نیستم یعنی اصلا اهل اینترنت نیستم اما یه مدت با یه عده نظر کار دارم پس با اجازه ی خودش تو تنظیمات دست بردم  و اسم نویسنده رو عوض کردم امیدوارم ناراحت نشده باشی البته بعدا جبران میکنم .

ایناز خانوم گل:

سلام من نظرتو خوندم البته ببخشین ایناز جان من از دستت ناراحت نیستم اصلا اون اتفاق باید می افتاد  من هزار بار به فریده گفتم که سعی کنین کمتر با هم ارتباط داشته باشین یعنی بیشتر درس بخونین اما تو که میدونی اون چقدر رو حرف خودش وایمیسه بخاطر همین من مجبور شدم اون روز با مادرت اونجوری حرف بزنم و گرنه من مشکلی با تو ندارم اون روز هم بعد حرفای مادر تو بشدت گریه میکرد صورتش پر اشک بود فریده بشدت حساسه و من هم تا حالا اون رو اینقدر گریان ندیده بودم پس بهم حق بده که اونجوری باید برخورد میکردم ولی بعد از اون با من هم کلی دعوا کرد این اتیشا زیر سر همونی که خودت میدونی و منم بخاطر تسویه حساب اومدم اینجا نه برای چیزه دیگه ای اما فریده یه مدت از اینترنت دور باشه بهتره هم برای تو و هم برای اون .منم سال نو رو بهت تبریک میگم امیدوارم زیر سایه ی پدر و مادرت سالم باشی راستی یادت رفته بود جشن تولدم رو تبریک بگی اما عیب نداره منم دلم برات تنگ شده .مرسی خواهر کوچولو.

خانوم طراوت :

من مانا خانوم رو زیاد نمیشناسم اما میدونم فریده باهاش ارتباط داره قضیه ی شما رو گفته بود یعنی گفته بود شماره تلفنش رو به شما بده اما ایشون موافقت نکرده بودن بیشتر از این اطلاعی ندارم.

خانوم مژگان:

سلام راستش نسبتی باهاش نداره  یه چیزایی در بین بوده ولی تموم شده من اون دو خانومی رو هم که اسم برده بودید نمیشناسم با عرض معذرت .

خانوم شادی و الهام :

لطف کنین احترام خودتون رو نگه دارین  اون کسی که شما بخاطرش به فریده فحش دادین جای دختر من  پس احترام خودش رو نگه داره.

خدانگهدار 

نوشته شده در ساعت توسط محمد| |
سلام مرسی به خاطر نظراتون من هیچ وقت وبلاگی رو هک نکردمو نخواهم کرد و نظرات رو هم میخونم اما به خاطر درس زیاد نیام لطف کنید برای من شماره نزاریدکه باهاتون تماس بگیرم و لطف کنید برای من وبلاگ نسازین و  تو هیچ وبلاگی اسم از من نبرید. ممنون
نوشته شده در ساعت توسط محمد| |
سلام دوستای گلم

از تاخیری که تو این مدت داشتم معذرت میخوام  از ایمیلاتون ممنونم  به من لطف دارین و از اینکه به وبلاگهای دیگرم سر میزنین و کماکان نظر میدین سپاسگزارم   در خدمتتون هستم فعلا و خوشحال میشم نظرات  قشنگتون رو بخونم

نوشته شده در ساعت توسط محمد| |
نوشته شده در ساعت توسط محمد| |

 

سلام خداي خوب و خواستني ام :

مي داني از وقتي از آسمان و آغوش قرب تو

عريان و گريان و با کوله بار سنگين مسئوليت به اين برزخ فرود آمدم

و زنجيري زندان زمين شدم

از درد دوري و داد بي تو يي بي دود و عود مي سوزم .

فقط بغضم و بارون ،اشکم و آه

با پري شکسته ، پيرهن پاک پرهيز را يافتم و بر تن کردم .

و به لطفت "ميانه عقل و دل" را برگرفتم

و بر بالاي بام دنيا بر" قله ي "سپيد عشق و علم "محمل" گزيدم .

 بعد از آن" اشراف و اشراق" بي نظير و آن قول و قرار و قسم ها !

اکنون اي محبوب من اگر خواستي به ديدنم بيايي

"خانه ام رودي است از اشک هايم که با زورق و" محملي شکسته "به سوي تو روانم"

 آري" مي توان در نهايت هم آغاز شد "

 مي توان بعد از هبوط و سقوط " صعود " نمود.

 مي توان دل خون بود و خنديد !

  عزيز ترين من :

ياري ام ده تا همه هستي ام را ،شيره جانم را در جام جمله و جرعه اي نور بريزم

و بر تشنگانت در اين کوير سوزان بنوشانم

و آنها را از عطش عشق تو سيراب سازم.

 تا " مباد که اسير سراب و سوال گردند."

  محبوب من :

ياري ام ده تا بدون اينکه از ايمان افراد بپرسم

و بدون اينکه بدردم بخورند همدل و همدردشان باشم .

زيرا " در سويداي هر انساني " روح تو " خانه گزيده ."

پس همه را دوست دارم حتا آنانکه مرا دوست نمي دارند يا روزي مرا شکستند

و روحم را سخت آزردند و يا جانم را ربودند.

بعد از اين به تو سوگند که "نه برنجم نه هرگز برنجانم"

زيرا تو خود خواسته اي که :

حتا " پاسخ بدي را با خوبي " بدهم و اين شايسته ترين برخورد است .

   عزيز ترينم !

ميدانم که تنها با " ريسمان مهر" مي توان به آغوشت باز گشت .

"پس براي اينکه به تو برسم بايد به خلقت برسم "

زيرا مسئوليت مکتب من عشق است و ايثار پس :

مهر مي ورزم و مرحم مي شوم بر قلبهاي غمگين و شکسته و خسته ،

چراغ مي شوم بر جاده تاريک دنيا

تشنگان را آب ميدهم نه آدرس

مردم را به مطلوب مي رسانم و نه به مطلب

 روزي هفت آسمان را از "عطر عشق "تو گرده افشاني مي کنم .

  مهربانا !

مي خواهم به لطفت آنچنان شوم که :

روزي عاشقانه بر من بنگري و ببالي و بگويي :

" آفرين بر نيکوترين خلقت من "

و ملائک روزي "راز تکريم " مرا دريابند

کنون اي محبوب :

من در اين "محمل " کمر همت بر "حمل "اين کوه امانت بسته ام .

يا " مي شکنم يا مي شکفم "

مي دانم که اگر بر اين بنده فرود آمده ات ياري رساني

"کوه "، " کاه " خواهد شد .

بدان که نگاهم نگران به نگاه لطف توست که آيا مرا پذيرايي ؟

 آيا دستان نا توان مرا با دست قدرت خود توان و گرما مي بخشي ؟؟؟

 به اميد روزي که بميرم و از کابوس دنيا برخيزم

و دگر بار در آغوش قرب تو متولد شوم .

نوشته شده در ساعت توسط محمد| |